تبلیغات
امام زمان کیست - راه حق و پای شیطان


<-BlogDescription->

راه حق و پای شیطان
صبر کن! چند لحظه ای را میهمان ما باش،درد دلی بیش نیست،زود تمام می شود.می گوییم شیعه علی(ع) هستیم و او مولا،مقتدا،الگو،اُسوه،رهبر و پیشوای ماست و همه به این قائلیم که شیعه یعنی مشایعت کننده ی علی(ع) و پیرو و تبعیت کننده از او.

صبر کن! چند لحظه ای را میهمان ما باش،درد دلی بیش نیست،زود تمام می شود.می گوییم شیعه علی(ع) هستیم و او مولا،مقتدا،الگو،اُسوه،رهبر و پیشوای ماست و همه به این قائلیم که شیعه یعنی مشایعت کننده ی علی(ع) و پیرو و تبعیت کننده از او.

یک سئوال قدیمی طراوت و تازگی خاصی به ذهنم بخشیده است.آن گاه که علی(ع)،این سبب خلقت و آشناتر به راه های آسمان از زمین،در محراب مسجد و رکوع نماز،ذکر می گفت و شمشیر یک مُتحجّر متعصب عوام افراطی که فریب بازی شیطان را خورده بود،بر فرق او نشست و عالَمی را محروم از یک نمونه ی بی عیب و نقص حکومت دینی می نمود،آیا پایان علی(ع) آغاز گشت؟ نه! این با عقاید شیعه سازگاری ندارد.شهادت معصوم،خود دلیل بر درستی و پویایی حرکت و عمل اوست،پس علی(ع) و عملش زنده است و امروز ما می توانیم و البته باید بتوانیم که شرایط،جایگاه و چگونگی رفتار خود را بیابیم و الگوی عمل و برنامه خویش را از میان کارهای مختلف شناسایی و انتخاب کنیم،که شیعه مسئولیت پذیر است و مجاهدت در راه عقایدش او را رستگار می کند.شیعه درد تکلیف دارد که شیعه ی بی درد،شیعه نیست،ظاهر است و عمق ندارد.

حال برمی گردیم به ۲۵ سال خانه نشینی علی(ع).منافقان عصر او،این جریانی که به موازات قدرت گرفتن حق و به طمع استفاده از دین برای سلطنت،همزاد حرکت انقلابی پیامبر(ص)،متدین و مؤمن شدند،همچنان زنده هستند و مترصد فرصت.آنان پس از رحلت پیامبر(ص)،غدیر تاریخی و تاریخ غدیر را با جنگ روانی و غوغا سالاری از اذهان خارج کردند.و این علی(ع)،اصل بحث غدیر،آن گاه که گرفتاری و فریب خوردن اطرافیان و شاهدان روز غدیر و دیگران را می بیند،برای این که این جریان بدلی،حاصل سختی های پیامبر(ص)،یعنی رسالت را به کنجی نفرستد،سکوت می کند.

او سعی می کند تا اختلاف از امامت به رسالت کشیده نشود.نفاق،نفاق،نفاق،این جریان است که علی عالی را زمین گیر می کند،اما این علی(ع) نمی تواند از هدف های خود چشم بپوشد و نمی تواند به تحمیل و استبداد روی بیاورد.نمی تواند به قلع و قمع و ترور مخالفین خود مشغول شود.او وظیفه ی سنگینی بر عهده دارد.

باید وجود شیطان و نفس و جلوه های دنیا،امکان انتخاب را برای انسان فراهم کند و دو امکان و دو راه را جلوی پای آن ها بگذارد تا خود با نیرویی که فراهم می کنند،دشمن را محاصره،معدوم و یا محصور و کنترل نمایند.

استادی می گفت:«روش های مافیایی و فرصت طلبی قدرت ها،الهی و اسلامی که هیچ،حتی انسانی هم نیست و با انتخاب و آزادی انسان ناسازگار است».او می گفت:«از بین بردن حریفان و خالی کردن میدان به درد استبداد طلبانی می خورد که حوصله،شهامت،قدرت روحی و سعه صدر،برای برخورد با حریف را ندارند و بیشتر از گلوله و دندان خود استفاده می کنند تا بحق یا ناحق از کسانی حفاظت کنند و نگه داری نمایند،در حالی که حتی تا بهشت خدا این گونه نمی توان رفت و گرنه از اوّل همه را به گونه ای کوک می کردند که رو به بهشت بیاورند و از بدی ها چشم بپوشند و دیگر مجاهدت،تلاش،زحمت و اصلاً خوبی و بدی معنایی نداشت».

آن عزیز سئوال می کرد:«چرا پیشوایان با زد و بند با فرصت طلبان و شیاطینی همچون ابن زیاد و مسلم بن عُقبه و عبدالله زبیر و حُجّاج،آن ها را نخریدند و به کار نکشیدند؟ تنها به یک دلیل؛حق با پای باطل راه نمی یابد و به مقصد نمی رسد و کسی که در روز اوّل به این ها باج داد و از آن ها کمک گرفت،نمی تواند فردا از آن ها باج نگیرد و آن ها را کنار بگذارد،مگر این که از هدف ها و حرف هایش چشم بپوشد و فقط حکومت و قدرت را طالب باشد».

امروز نیز خیلی ها حق را نمی خواهند که قدرت را می خواهند و به خاطر ریاست و سلطه می جنگند،به انتخاب انسان کار ندارند و تنها درصددند که کارها از پیش برداشته شود و به رفعت و پیشرفت انسان توجهی ندارند.مهم نیست که زمینه ها آماده شود.مطلوب شان این است که پُست ها را در دست بگیرند و بر موضع مسلط بنشینند تا بتوانند از حق دفاع کنند و برای حق سینه بزنند.

این ها حاضرند تا با  هر زد و بندی و با هر قلع و قمعی،به تسلط بر مطلوب خود راه بیابند و معتقدند می توان زد و بندها را زیر پا گذاشت و مزاحمت ها را با قدرت برداشت.ولی نمی دانند کسی که مجبور شود در اوّلین گام،باج بدهد و با غیر حق زد و بند کند،در واقع در همین گام اول،از دست رفته است و تنها فریفته حُسن نیّت خودش شده و مغرور هدفش گردیده است.

باید روش علی(ع) را ببینیم و به کار ببندیم که حق را تنها باید از راهش دنبال نمود،با پای شیطان به بهشت نمی توان رفت.



::
:: مرتبط با: مقاله های درباره ی شیطان ,
نویسنده : ایمان یاعلی
تاریخ : چهارشنبه 2 شهریور 1390